بیت الاحزان

... بیت الاحزان ، قبله رنج انسانها ست

بیت الاحزان

... بیت الاحزان ، قبله رنج انسانها ست

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ع» ثبت شده است

یا دهر ...

 

یا دَهرُ أُفٍّ لَکَ مِن خَلیلِ  ،  کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ الاصیلِ ...

 


اعتراف نوشت : ... أ نـ ا الـ عـ بـ د الحـ قـ یـ ر ، متی إنتبه ؟

پیامـک نوشـت : ... همچنان التماس دعا

نـــجوا نوشــت : ...

 

صدای زنگ کاروان میاد به گوشم

 
 


بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

                                   کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین (ع)

 

 


اعتراف نوشت : ... أ نـ ا الـ عـ بـ د الحـ قـ یـ ر ، متی إنتبه ؟

پیامـک نوشـت : حرف بسیار مانده است ...

نـــجوا نوشــت : اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ

                      وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ  الْحُسَیْنِ

                    الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.


خانه بدوشی

 
جناب شیخ جعفر مجتهدی (ره) می‌فرمودند :
زمانی که در بیابانها ساکن بودم، هنگام توسل کلمه شریفه (یاحسین) را با انگشت روی خاک می‌نوشتم و آنقدر می‌گریستم تا اینکه کلمه یا حسین که بر روی خاک نوشته بودم تبدیل به گل می‌شد و محو می‌گشت، مجدداً آن نام مقدس را روی گلها می‌نوشتم و به حدی گریه می‌کردم که بی‌تاب گشته و از هوش می‌رفتم.
ایشان فرمودند: یک روز عاشورا که در بیابان بودم بسیار منقلب گشتم در این هنگام خطاب به آسمان کرده و گفتم؛
آسمان خجالت نکشیدی ناظر کشته شدن حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) بودی؟! سپس خطاب به زمین نموده و گفتم؛ ای زمین خجالت نکشیدی که حسین فاطمه (علیهما السلام) را بر روی تو سر بریدند؟! و متصل یک خطاب به آسمان و یک خطاب به زمین می‌کردم که ناگهان ندایی آمد. جعفر از اینجا دور شو.
وقتی از آن مکان فاصله گرفتم، آسمان درهم ریخت و صاعقه‌ای آتشبار به قطعه زمینی که به آن خطاب می‌نمودم اصابت کرد و آنجا را شکافت.

 

 

عباس جان آب بیاور

 

 زمانی شیخ جعفر مجتهدی (ره) در منزل یکی از محبانشان برای ناهار دعوت شده بودند، هنگامی که ایشان تشریف می‌آورند و صاحب خانه سفره غذا را پهن می‌کند متوجه می‌شود که آب در سفره نمی‌باشد، در این موقع صاحب خانه به شخصی که عباس نام داشت می‌گوید:

عباس جان آب بیاور .

به محض اینکه این جمله را می‌گوید، یکمرتبه شیخ جعفر مجتهدی (ره)  می‌فرمایند:
چه گفتید؟! عباس جان آب بیاور ،

و چند مرتبه این جمله را تکرار کرده و به شدت منقلب می‌شوند و منتقل به روز عاشورا و آب آوردن حضرت ابوالفضل العباس (علیه‌السلام) می‌شوند و مجلس اطعام یکپارچه به عزا و گریه مبدل می‌شود و حاضرین تا مدتی به یاد سقای دشت کربلا می‌گریند .